مسئله‌دار /mæsʔæleˈdɒːɾ/ Adjective

English
problematic
한국어
논란의 여지가 있는

Example

  • وضعیت از آنچه در ابتدا فکر می‌کردیم، «دارای اشکال‌تر» است.
  • The situation is more problematic than we first thought.
  • استفاده از صفت تفضیلی برای مدرن‌سازی لحن.