دستگاه /dæstɡɒːh/ NounEnglishdevice한국어기기Exampleاو از یک دستگاه ردیاب برای پیدا کردن کلیدهایش استفاده میکند.He uses a tracking device to find his keys.استفاده از «دستگاه» برای اشاره به گجتهای کوچک رایج است.