دیوانه /diːvɒːˈne/ Adjective
- English
- mad
- 한국어
- 화가 난
Example
- مگر دیوانهای که تمام پساندازت را روی آن ارز دیجیتال ریسک میکنی؟ (مگر عقلت را از دست دادهای)
- You must be mad to risk your entire savings on that crypto coin.
- در اینجا «دیوانهوار» بار معنایی ریسک بالا دارد.