دکمه /dokme/ Noun

English
button
한국어
단추 / 버튼

Example

  • دکمه‌ی کُتِ مورد علاقه‌اش افتاد. (دکمه / گُز / کلید کوچک) — او یک دکمه از روی کتش گم کرد.
  • She lost a button on her favorite coat.
  • دکمه رایج‌ترین و خنثی‌ترین واژه است.