اطمینان /etmiːnɒːn/ Noun

English
assurance
한국어
안심

Example

  • آن‌ها خواستار اطمینان‌هایی شدند که دولت به تعهدش به سیاست‌های آموزشی پایبند است.
  • They called for assurances that the government is committed to its education policy.
  • در اینجا 'اطمینان' بار معنایی سنگین‌تری دارد.