فرزند /færˈzænd/ NounEnglishoffspring한국어자손Exampleمشکلات والدین با فرزندانِ نوجوانِ خویش، دردسرساز است. (ثمره / نسل / بچهها)The problems parents have with their teenage offspring.استفاده از «فرزندان» در اینجا صمیمی و در عین حال محترمانه است.