ماهیگیری /mɒːhiːɡiːɾiː/ Noun
- English
- fishing
- 한국어
- 낚시
Example
- آنها اغلب برای ماهیگیری به اسکله محلی میروند. (آنها اغلب برای ماهیگیری کردن به اسکله محلی میروند.)
- They often go fishing at the local pier.
- استفاده از فعل مرکب «ماهیگیری کردن» رایجتر است.