بلافاصله /bælæfɒːseleh/ Adverb

English
instantly
한국어
즉시

Example

  • درد با شنیدن خبرِ خوب، **فروکش کرد**.
  • The pain vanished instantly.
  • استفاده از فعل مرکب برای پویایی بیشتر.