بخت /bæxt/ NounEnglishfortune한국어운(運)Exampleاو با **کسب کردن** ثروت (دارایی / اقبال) هنگفتی در بازار املاک، سرمایهدار شد.He made a fortune in real estate.در فارسی، «کسب کردن» برای پول رایجتر است.