جیم شدن /dʒiːm ʃodæn/ Verb

English
dip
한국어
담그다 / 슬쩍 빠지다

Example

  • قلم‌مو را در رنگ فرو برد (فرو بردن / غوطه‌ور کردن / آغشته کردن) تا رنگ بگیرد.
  • He dipped the brush into the paint.
  • فرو بردن فعل اصلی و بسیار رایج برای این عمل است.