رد کردن /ræd kærˈdæn/ VerbEnglishpass한국어통과(하다) / 거절(하다)Exampleمن واقعاً انتظار ندارم که بار اول [قبول شدن / قبولی / قبولی] کنم.I'm not really expecting to pass first time.در محاوره، «پاس کردن» هم شنیده میشود اما «قبول شدن» رسمیتر است.