قرار داشتن /ɢærɒːr dɒːʃtæn/ Adjective
- English
- located
- 한국어
- 위치하다
Example
- مرکز دادهی جدید در منطقهای دورافتاده **قرار دارد** تا هزینهی خنکسازی کاهش یابد.
- The new data center is located in a remote area to save on cooling costs.
- استفاده از «قرار دارد» بسیار رایج و طبیعی است.