غیرقانونی /ɢejɾeɢɒːnuːniː/ Adjective

English
illegal
한국어
불법

Example

  • پارک کردن جلوی شیر آتش‌نشانی، **غیرقانونی** است.
  • It is illegal to park in front of a fire hydrant.
  • استفاده از 'است' در انتهای جمله برای تأکید بر حکم کلی.