قورباغه /ɢuːɾbɒːɣɛ/ Noun

English
frog
한국어
개구리

Example

  • صدای غوک‌غوکِ قورباغه‌ها شب را پُر کرده بود.
  • The croaking of frogs filled the night air.
  • استفاده از غوک‌غوک کردن برای صدای خاص این حیوان.