گوشت /ɡuːʃt/ NounEnglishmeat한국어고기Exampleدر عروسی، کبابِ خوشمزهای از گوشت (گوشت / خوراکی / پخته) سرو کردند.They served a delicious roast meat at the wedding.گوشت در اینجا به معنای کلی ماده غذایی است.