گذر /gozær/ NounEnglishpassing한국어지나가다 / 통과하다Exampleرنگِ چوب با گُذَشتِ زمان تیرهتر میشود.The colour of the wood darkens with the passing of time.استفاده از «گُذَشت» برای زمان، بسیار شاعرانه و رایج است.