هدف /hædæf/ NounEnglishgoal한국어목표Exampleاو توپ را با ضربهٔ سر به دروازهٔ خالیِ **هدف** فرستاد.He headed the ball into an open goal.در اینجا 'هدف' به معنای چارچوب دروازه است.