همبستگی /hæm.bæs.tæ.giː/ NounEnglishsolidarity한국어연대Exampleکارگران در زمان اعتصاب، **همبستگیِ** خود را نشان دادند. (اتحاد / یگانگی / همدلی)The workers showed solidarity during the strike.استفاده از اِضافه (همبستگیِ کارگران) بسیار رایج است.