جابهجایی /dʒɑːbeˈdʒɒːjiː/ Noun
- English
- transport
- 한국어
- 교통
Example
- شهر در حال بهبود شبکه حمل و نقل عمومی خویش است. (بهبودِ سامانههایِ جابهجاییِ همگانیِ شهر)
- The city is improving its public transport network.
- استفاده از «خویش» به جای «خود» کمی رسمیتر است.