حواس کسی را پرت کردن /hævɒːs-e kæs-i rɒː pært kær-dæn/ VerbEnglishdistract한국어주의를 분산시키다Exampleتو داری کار مرا حواسپرت میکنی.You're distracting me from my work.استفاده از ساختار ساده و مستقیم برای بیان مزاحمت.