هویج /hoːˈviːdʒ/ NounEnglishcarrot한국어당근Exampleاو یک هویج تازه را رنده کرد و به سالاد اضافه نمود.She grated a fresh carrot into the salad.رنده کردن هویج برای سالاد شیرازی یا ماست و خیار رایج است.