حفاظت /hefɒːzæt/ NounEnglishpreservation한국어보존Exampleحفظِ نسخههای خطی قدیمی، کارِ ظریفی است. (حفظ / نگهداری / صیانت)The preservation of ancient manuscripts is a delicate task.استفاده از اضافه (حفظِ نسخهها) برای پیوند دادن ضروری است.