سرگرمکننده /sæɾɡæɾm-konænde/ AdjectiveEnglishamusing한국어재미있다Exampleاو یک داستانِ **جالبِ** (خندهدار / سرگرمکننده) درباره گربهاش تعریف کرد.He told an amusing story about his cat.استفاده از 'جالب' در اینجا لحن صمیمی و مدرن دارد.