جناح /dʒænɒːh/ NounEnglishfaction한국어파벌Exampleجناحهای رقیبِ درونِ دولت برای بودجه با هم ستیز میکنند.Rival factions within the administration are fighting for the budget.استفاده از 'درونِ' برای نشان دادن تعلق سازمانی.