جشنواره /dʒæʃnvɒːˈɾɛ/ Noun

English
festival
한국어
축제 (Festival)

Example

  • جشنواره‌ی موسیقی هزاران علاقه‌مند را به سوی خود کشید (جذب کردن / فراخواندن / فراهم آوردن).
  • The music festival attracted thousands of fans.
  • جشنواره‌های موسیقی در ایران بسیار محبوب‌اند.