جایگزینی /dʒɒːjɡoziniː/ NounEnglishreplacement한국어교체Exampleجایگزینی قطعات فرسوده خودرو برای ایمنی ضروری است. (جایگزین / تعویض / جانشینی)The replacement of worn car parts is essential for safety.در اینجا 'جایگزینی' (مصدر) رایجتر است.