جلو /dʒeloʊ/ AdverbEnglishahead한국어앞서Exampleمن میدوم تا به آنها اخطار دهم و **پیشتر** بروم.I'll run ahead and warn them.استفاده از «پیشتر رفتن» برای مفهوم پیشتازی در حرکت.