جرئت داشتن /dʒoɾʔæt dɒːʃtæn/ Verb
- English
- dare
- 한국어
- 도발하다
Example
- او با صدایی که توانست، فریاد زد. [جسارت ورزیدن / به خود اجازه دادن / جرئت کردن] — او با هر صدایی که توانست، فریاد زد.
- She said it as loudly as she dared.
- در اینجا تأکید بر توانایی درونی برای انجام عمل است.