کمبود /kæm.buːd/ Noun

English
lack
한국어
부족

Example

  • کمبودِ درک متقابل میان این دو نفر، رابطه را سخت کرده است.
  • There is a lack of understanding between the two parties.
  • استفاده از «کمبودِ» با اضافه، بسیار رایج است.