کمبود /kæm.buːd/ Noun

English
shortage
한국어
부족

Example

  • خشکسالی موجبِ [کمبود] آب شد؛ این یک بحرانِ واقعی بود.
  • The drought caused a severe shortage of water.
  • کمبود در اینجا به معنای نبودِ کافی است.