کثیف /kæsˈiːf/ AdjectiveEnglishdirty한국어더럽다Exampleزانوهای بچهها پس از بازی در بیرون، با خاکِ کثیف (آلوده / لکهدار) به خانه بازگشتند.The children came home with dirty knees after playing outside.کثیفی زانو نشاندهنده بازی پرشور کودکان است.