کاوش /kɒːvoʃ/ VerbEnglishexplore한국어알아보다 / 탐색하다Exampleبه محض رسیدن به جزیره، مشتاقِ کاوش کردنِ [جستجو کردن/درنوردیدن] بودیم.As soon as we arrived on the island we were eager to explore.استفاده از «مشتاقِ» حس اشتیاق مدرن را منتقل میکند.