کتاب /ketɒːb/ Noun

English
book
한국어

Example

  • میز کار او پر از توده‌های کتاب بود.
  • His desk was covered with piles of books.
  • استفاده از «توده» برای حجم زیاد، حس سنگینی کتاب‌ها را منتقل می‌کند.