مُزاحم / آدمِ چندش /kriːp/ فعلEnglishcreep한국어소름 끼치는 사람 (Creep)Exampleسعی کردم تا والدینم بیدار نشوند، یواشکی از پلهها [خزیدم].I crept up the stairs, trying not to wake my parents.خزیدن در اینجا حس احتیاط و آهستگی را منتقل میکند.