خودکار /xodkɒːɾ/ AdjectiveEnglishautomatic한국어자동Exampleدربهای ساختمان با فشار هوا به صورت خودکار باز میشوند.The building has automatic doors that slide open.استفاده از 'به صورت خودکار' برای تأکید بر فرآیند.