کوبیدن /kuːbiːdæn/ Verb

English
smash
한국어
박살 내다

Example

  • پنجره‌های زیادی در جریان شورش [خُرد شدند].
  • Several windows had been smashed during the riot.
  • در اینجا 'خُرد شدن' (مجهول) رایج‌ترین حالت است.