خوک /xuːk/ Noun

English
pig
한국어
돼지

Example

  • کشاورزِ خوک‌دار، صبح زود احوالِ دام‌هایِ خود را بررسی کرد.
  • The pig farmer checked on his livestock early in the morning.
  • استفاده از ترکیب «خوک‌دار» برای مالک رایج است.