نابینا /nɒːbiːnɒː/ AdjectiveEnglishblind한국어눈이 먼 / 맹목적인Exampleتصادف او را برای همیشه **کور** ساخت.The accident left him permanently blind.استفاده از 'ساختن' در اینجا به معنای 'تبدیل کردن' است.