کنجکاو /konʒkɒːv/ AdjectiveEnglishcurious한국어궁금하다Exampleاو پسر بسیار کنجکاوی است که مدام سؤال میپرسد.He is such a curious boy, always asking questions.کنجکاو (kunj-kaav) بهترین معادل است و بار معنایی مثبت دارد.