مجرم /moʤrem/ VerbEnglishconvict한국어기결수Exampleاو را پس از یک بررسی طولانی، به جرم کلاهبرداری [محکوم کردند].He was convicted of fraud after a lengthy investigation.استفاده از ساختار معلوم (فاعل: دادگاه/سیستم) رایجتر است.