مامان /mɒːmɒːn/ NounEnglishmum한국어어머니Exampleدارم به مامانم زنگ میزنم تا احوالش را بپرسم.I'm calling my mum to see how she's doing.استفاده از مضافالی (ـَم) برای نشان دادن مالکیت صمیمی.