مانع /mɒːneʔ/ NounEnglishobstacle한국어장애물Exampleما توانستیم از تمام موانعِ راهِ خود عبور کنیم. (مانع / سدّ راه / گرفتاری)We have managed to overcome all the obstacles in our path.عبور کردن از موانع، یک استعاره رایج برای موفقیت است.