نظارتی /nezɒːrætiː/ Adjective

English
regulatory
한국어
규제

Example

  • نهادهای نظارتیِ (مقرراتی / تنظیمی / نظارتی) در حال بررسی ادغام هستند.
  • The regulatory authorities are investigating the merger.
  • استفاده از 'نظارتی' در این بافت بسیار رایج است.