مسجد /mæs.dʒed/ Noun

English
mosque
한국어
모스크

Example

  • من با پدرم در مسجد محله نماز می‌خواندیم.
  • I used to pray at the local mosque with my father.
  • استفاده از فعل مرکب «نماز خواندن» بسیار رایج است.