لاستیک /lɒːstiːk/ Adjective

English
rubber
한국어
고무

Example

  • او چکمه‌های لاستیکی‌اش را در باران پوشید. (چکمه‌های لاستیکی / چکمه‌های از جنس لاستیک / چکمه‌های ارتجاعی)
  • She wore rubber boots in the rain.
  • استفاده از 'لاستیکی' رایج‌ترین و طبیعی‌ترین حالت است.