اجرایی /edʒrɒːjiː/ Adjective
- English
- executive
- 한국어
- 임원
Example
- او یک جایگاه «اجرایی» در شرکت دارد. [مدیریتی / ارشد / کلیدی] — او در شرکت مقامی مدیریتی دارد.
- She holds an executive position in the firm.
- در فارسی، 'اجرایی' برای قوه یا مقام، و 'مدیریتی' برای نقشها رایجتر است.