محتمل /mohtæmæl/ Adjective
- English
- probable
- 한국어
- 그럴듯한
Example
- علت محتمل آتشسوزی، سیمکشی معیوب بود. (محتمل / شدنی / قابل تصور) — علتِ محتملِ آتشسوزی از سیمکشی معیوب بود.
- The probable cause of the fire was faulty wiring.
- استفاده از 'محتمل' در کنار موصوف، رسمیتر از ساختار فعلی است.