فرفری /fær.fæ.riː/ Adjective

English
curly
한국어
곱슬거리는

Example

  • او موهای بلند و «مجعد» خود را در دم اسبی بسته است.
  • She has long, curly hair that she wears in a ponytail.
  • مجعد (Moja'ad) رایج‌ترین و خنثی‌ترین انتخاب برای مو است.