متعهد شدن /motæfæhːed ʃodæn/ فعلEnglishcommit한국어전념하다Exampleاز مظنون اتهام [مرتکب شدن: ارتکاب/انجام/سپردن] یک تخلف جدی مطرح شد.The suspect was accused of committing a serious offense.در اینجا «مرتکب شدن» بار منفی قوی دارد.