مطالعه /motɒːle'e/ NounEnglishstudy한국어공부Exampleاو به اتاق مطالعهاش پناه برد تا گزارش را تمام کند. (پناه بردن به مطالعهٔ خویش)She retreated to her study to finish the report.استفاده از «پناه بردن» حس تمرکز عمیق را میرساند.